همانطوري كه مي دانيم در طراحي هاي مهندسي هيچ گاه مجاز به استفاده از تمام ظرفيت يك المان نيستيم و اين قضيه در مورد تيرها نيز صادق است. تيرها اعضايي هستند كه بار وارده بر انها عموما عمود بر محور اصليشان است و توسط عملكرد خميده شدن {خمش} بار را تحمل مي كنند.تيرها را از لحاظ ائين نامه ايران به ۳ دسته فشرده و نيمه فشرده و لاغر تقسيم مي كنيم. اينكه تير ما در كدام دسته واقع شود توسط جدولي در ائين نامه اورده شده ودر همين حد بسنده ميكنم كه اگر مقطع موجمد ما در دسته لاغر واقع شد مجاز به استفاده از ان نيستيم مگر با تمهيدات خاص. اگر تير توانست شرط فشردگي را بر قرار كند به تنهايي نمي توان ان را عاملي باعث تعيين تنش مجاز دانست بلكه عامل بسيار مهمي كه كمانش پيچشي - جانبي تير نام دارد نيز بايد چك گردد. همانطور كه اصول اوليه خمش از مقاومت مصالح گوياست در بالاي تار خنثي در لنگر مثبت فشار و در پايين ان كشش خواهيم داشت.كشش مشكل ساز نيست ولي فشار چرا... اين فشار باعث ميگردد كه بال و قسمتي از جان چسبيده به بال كمانش كند كه به اين پديده كمانش پيچشي جانبي تير گويند. اين پارامتر عامليست براي كم كردن تنش مجاز تير.
اصولا در عمل براي اجراي تكيه گاه جانبي براي تير از راه هاي زير استفاده ميشود:
۱.اتصال تيرهاي فرعي به اصلي{توسط برش همترازي كه در اينده درسش را خواهم نوشت}
۲.مدفون شدن تير در دال بتني يا طاق ضربي يا اتصال توسط گل ميخ به دال بتني{سقف كامپوزيت در اينده درسش را مي دهم}
اگر تير در سقف مدفون بود كه ان را با اتكاي جانبي به شمار مي اوريم و اگر قرار باشد اتكاي جانبي تير را از اتصال تيرهاي فرعي به اصل تامين كنيم بايد فواصل تيرهاي فرعي را به فواصل مشخصي محدود كرد.
نویسنده مقاله: مهندس سهيل دلال و پسران
© کپی رایت توسط : سایت علم و فن (کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت است.)
برداشت مطالب فقط با اجازه کتبی و ذکر منبع امکان پذیر است .